دسته
حرم
پیوند
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 107044
تعداد نوشته ها : 124
تعداد نظرات : 21
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

سلام

در هر حرفه ای که هستید نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید

 و نه بگذارید که بعضی لحظات تأسف بار که برای هر ملتی پیش می آید ، شما را به یأس و ناامیدی بکشاند .

در آرامش حاکم بر آزمایشگاهها و کتابخانه هایتان زندگی کنید .

نخست از خود بپرسید : برای یادگیری و خودآموزی چه کرده ام ؟

سپس همچنان که پیشتر می روید بپرسید : من برای کشورم چه کرده ام ؟

و این پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید

که شاید سهم کوچکی در پیشرفت اعتلای بشریت داشته اید .

اما هر پاداشی که زندگی به تلاشهایمان بدهد یا ندهد

هنگامی که به پایان تلاشهایمان نزدیک می شویم

هر کداممان باید این حق را داشته باشیم که

با صدای بلند بگوییم :

« من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام »

(لویی پاستور 1895-1832)

جالب بود نه؟

خودم که تحت تأثیر قرار گرفتم

شما چطور؟

در پناه حق

مرجان

دسته ها :

1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif1288769qmyartywm2.gif

درخت همیشه پرستو رو دوست داشت.

 از زمانی که پرستو بر روی شاخه اش مینشستدوستش داشت.

هر روز صبح بخود میگفت "امروز همون روزیه که بهش میگم دوستش دارماما صبح وقتی خورشید مهربون گرمی عشقش رو به همه میداد,درخت هرچی سعی میکردبه پرستو بگه دوستش داره چیزی جلوشو میگرفت .

شاید خجالت .

خودش هم نمیدونست  اون چیه.

 فردا گذشت و فرداهای دیگه... باز هم گذشت.

 "فردا حتما بهش میگم" ولی باز هم فردایی دیگر... 

یک روز از سرما به خود لرزید. 

 ...... بغض گلوشو گرفت , انگار یخ زده بود ,نه از سرما. 

پرستو رفته بود.

 

دسته ها :

http://www.batguano.com/VLBjuliemir.jpg

سکوت را تجربه کن و آیینه صفت شو

زندگی را در خود منعکس کن


ذهن خود را به آلبوم خاطرات مرده تبدیل نکن

همچون آیینه باش و لحظه لحظه زندگی کن


آیینه هرگز عکسی را در خود نمی گذارد همواره خالی است

عشق رایحه و روشنایی شناخت خویشتن و خود بودن است


عشق لبریزی شور و مستی است...سهیم شدن خویشتن با دیگران است

وقتی در میابی که از هستی جدا نیستی عشق تحقق میابد


عشق رابطه نیست مرتبه ای از وجود است

عشق به هیچ کس تکیه ندارد


آدمی عاشق نمی شود بلکه عین عشق می شود

البته وقتی عین عشق شد عاشق نیز هست


عاشقی محصول عشق است نه منبع عشق

اگر ندانی که کیستی عاشق نیز نخواهی بود


اگر ندانی که کیستی عین ترس خواهی شد

ترس نقطه ی مقابل عشق است ...نقطه مقابل عشق نفرت نیست


نفرت عشق وارونه است

در عشق آدمی بسط میابد در ترس آدمی منقبض میشود


عشق درهای دل آدمی را میگشاید...ترس درهای دل آدمی را می بندد

عشق اعتماد میکند و ترس شک می کند


در ترس آدمی احساس تنهایی میکند و در عشق آدمی محو میشود

در عشق مرزهای وجود آدمی میریزد 

 و بدین سان درختان ...پرندگان... آب ها... ابرهاماه و خورشید و ستاره هاپاره ای از وجود آدمی میشوند

عشق هنگامی تحقق می یابد که تو آسمان درون خویش را تجربه کرده باشی


مراقبه کن - سکوت و آرامش ذهن غواص وجود خود شو و به عمق وجود خود برو


وقتی پرندگان میخوانند خوب به آوازشان گوش بسپار

وقتی به آستانه ی گلی می رسی با حیرت گرم تماشایش شو


اجازه نده دانسته های کهنه و بیات حجاب نگاه تو شوند

به چیزی برچسب نچسبان  

یاد بگیر سازی را بنوازیآدم ها را ببین و با آنها در آمیز


هر انسانی آیینه ایست که خدا را به شیوه ی ویژه خود به تو نشان میدهداز آدم ها یاد بگیر... نترس


هستی تو را به  شیوه های گوناگون حمایت میکنداعتماد کن


اعتماد تو را از نیروی عشق سرشار میکندنیروی عشق همه هستی را متبرک میکند


عشق به خودی خود کامل است

نیازی نیست عشق کاملتر از آن چیزی شود که هست


میل به کامل کردن عشق نتیجه ی فهم غلط از عشق است

دایره دایره است ما دایره کامل تر و ناقص تر نداریم


همه دایره ها کامل انداگر کامل نیستند دایره نیستند


کمال ذاتی عشق نیز هست 

تو نمی توانی کم تر یا بیشتر عشق بورزی
تو یا عشق می ورزی یا عشق نمی ورزی
دسته ها :

سلام خدمت دوستان عزیز

من این وبلاگ رو تازه راه انداختم

و دوستان زیادی هم در اینجا ندارم

از دوستانی که تمایل دارن دعوت می کنم که در صورت داشتن وبلاگ آدرس وبلاگ خود را در این وبلاگ قرار دهند تا من به صورت لینک به این وبلاگ اضافه کنم و همچنین در صورت امکان وبلاگ من رو هم به صورت لینک در وبلاگ خود قرار دهند

با تشکر

مرجان

دسته ها :

صلوات مخصوص  امام  رضا(ع)
اللّهُمَّ صَّلِ  عَلی عَلّی بِن موسَی الَذ َّ ی اِرتَََضَیَتهُ و رَضّیَتَ  بِه مَن

شئتَمِن خَلقِکَ وَ قائماً بِأَمرِکَ و ناصِراً لِدینِکَ وَ شاهِداًعَلی عِبادِکَ وَ

کَمان صَحَ لَهُم فِی السِِّرِ وَ العَلانیَّة وَ دعا اِلی سَبیلِکَ بِالحِکمَةِ

وَالمَوعِظَةِالحَسَنَةِ فَصَلِّ عَلَیهِ اَفضَلَ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَولیائِکَ

خِیرَتِکَ مِن  خَلقِکَ  إِ نَّکَ  جَوادٌ  کَریمً .

 

 

http://www.freewebs.com/javadboori/Magh/Ziarez1/ImamReza43.jpg

 

امام رضا(ع) زائر دل شکسته ام میخوام منو دعا کنی.

میخوام دل غریبم رو با خودت اشنا کنی .

کاش کی بشه تو حرمت یه شب منو پناه بدی.

دست بکشی روی سرم درد منو شفا بدی.

دلم میخواد کبوتری روی گنبد طلات باشم.

خواهشمو رد نکنی خادم زائرات باشم .

اشک بریزم دعا کنم یه بند رضا رضا کنم

تو کوله بار زندگی چراغ راه من باشی

 

التماس دعا
@};-@};-@};- @};-@};-@ };-@};-@} ;-@};-@}; -@};-


http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/donimesib/reza1.jpg

 

حریمت قبله ی جانم

 بود حب تو ایمانم
تو را هر لحظه می خوانم

 رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو

 گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو

 رضا جانم، رضا جانم

  http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/kabutareharam/emamreza.jpg

امام رضا-ع می فرماید:

بیماری برای مؤمن، رحمت و موجب پاک شدن است و برای کافر، عذاب و لعنت است،و بیماری از مؤمن زائل نمی شود تا اینکه گناهی بر گردن او نماند.

دسته ها :


پروفسور فلسفه با بسته  سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان   خود روی میز گذاشت.

 

وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت   و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.

 

سپس  از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟

 

و همه دانشجویان موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛   سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.

 

بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

 

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.

 

در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.

اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشی نتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."

 

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتاناگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.

 

 

همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.

.....

 

اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."

 

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟

پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "

 

حالا با من یک قهوه میخوری؟

http://abookwithoutacover.files.wordpress.com/2008/11/coffee_morning.jpg

دسته ها :
X